تبلیغات
اس ام اس جدید ::اس ام اس های جدید عاشقانه ::سرکاری::فلسفی::نوروزی - مطالب داستان های کوتاه و خواندنی

اس ام اس جدید ::اس ام اس های جدید عاشقانه ::سرکاری::فلسفی::نوروزی

داستان طنز ابان 91

.:داستان بسیار زیبا و خنده دار (طنز):.


ادامه مطلب

داستان زیبا و اموزنده مهر 91

:.داستان بسیار زیبای بچه مهر 91:.

چند وقت پیش با پدر و مادرم رفته بودیم رستوران كه هم آشپزخانه بود هم چند تا میز گذاشته بود برای مشتریها
افراد زیادی اونجا نبودن , 3نفر ما بودیم با یه زن و شوهر جوان و یه پیرزن پیر مرد كه نهایتا 60-70 سالشون بود...


ادامه مطلب

داستان دو خط موازی داستان عاشقانه و بی نظیر

داستان عاشقانه : دو خط موازی

 داستان عاشقانه خط موازی davoodonline.com


ادامه مطلب

فارس پاتوق | عکس ، اس ام اس ، دانلود

دکتر “ویلیام واترمن ” و همسرش در یک منزل هشت اطاقه و زیبا نزدیکی شهر ” وینزور ” از ایالت ” ورمونت ” بخوبی و خوشی زندگی میکردند, تا اینکه در ماه سپتامبر سال ۱۹۷۵ مشکلاتشان شروع شد . اولین بار که متوجه بحران شدند، وقتی بود که یک روز صبح کشف کردند نوعی شبنم عجیب و سنگین روی اثاث خانه جمع میشود . این شبنم مثل قطرات روشن و درخشان اب یا قطرات عرق روی پوسته درب و روی صندلی ها و همه نوع اثاثیه چوبی جمع می‌شد. خانواده واترمن کوشیدند تا مسله را با پاک کردن قطرات بوسیله اسفنج رفع کنند . ولی بعد از انکه سیزده سطل اب را طی دو روز خالی کردند، تازه به سر جای اولشان برگشتند و فهمیدند که این کار بی ثمر است !!
نیاز به گفتن نیست که دکتر و همسرش از فهم این امر که چرا چنین چیزی در خانه ای که انها ۹ سال بی دردسر را در ان سپری کرده اند اتفاق می افتد.
دکتر گزارش داد یک روز که داشت ظرف محتوی انگور را از اتاقی به اتاق دیگر می برد، در طی همین مدت کوتاه ظرف پر از اب شده بود!!
همانطور که انتظار میرفت انها به استمداد از متخصصین بر امدند، اما هیچ توضیحی برای این اتفاق عجیب نبود.
تنها چیزی که بود تجمع قطرات اب به روی اثاثیه منزل بود که بیشتر و بیشتر می‌شد.خانواده ابدیده! مجبور شدند تمام البسه و اسباب خانه را از درون منزل خارج کنند و خودشان به یک تریلر نقل مکان کردند. تا این که بالاخره باران داخلی متوقف شد و بار دیگر آن خانه قابل زیست گشت


پسرک و مداد پدربزرگ داستان جالب و خواندنی

http://only-sms.mihanblog.com

پسرک از پدر بزرگش پرسید :
- پدر بزرگ درباره چه می نویسی؟

پدربزرگ پاسخ داد :
درباره تو پسرم، اما مهمتر از آنچه می نویسم، مدادی است که با آن می نویسم. می خواهم وقتی بزرگ شدی، تو هم مثل این مداد بشوی !

پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد و چیز خاصی در آن ندید :
- اما این هم مثل بقیه مداد هایی است که دیده ام !

باقی در لینک زیر...


ادامه مطلب

شغل پسر كشیش

شغل پسر كشیش جالب

http://only-sms.mihanblog.com

كشیشى یك پسر نوجوان داشت و كم*كم وقتش رسیده بود كه فكرى در مورد شغل آینده*اش بكند. پسر هم مثل تقریباً بقیه هم*سن و سالانش واقعاً نمی*دانست كه چه چیزى از زندگى می*خواهد و ظاهراً خیلى هم این موضوع برایش اهمیت نداشت .

یك روز كه پسر به مدرسه رفته بود ، پدرش تصمیم گرفت آزمایشى براى او ترتیب دهد . به اتاق پسرش رفت و سه چیز را روى میز او قرار داد : یك كتاب مقدس، یك سكه طلا و یك بطرى مشروب .

كشیش پیش خود گفت : « من پشت در پنهان می*شوم تا پسرم از مدرسه برگردد و به اتاقش بیاید . آنگاه خواهم دید كدامیك از این سه چیز را از روى میز بر می*دارد . اگر كتاب مقدس را بردارد معنیش این است كه مثل خودم كشیش خواهد شد كه این خیلى عالیست . اگر سكه را بردارد یعنى دنبال كسب و كار خواهد رفت كه آنهم بد نیست . امّا اگر بطرى مشروب را بردارد یعنى آدم دائم*الخمر و به درد نخوری خواهد شد كه جاى شرمسارى دارد .»


ادامه مطلب

نامهً سرگشادهً یک جنین به پزشک مادرش طنز جالب و خنده دار

کپی برداری با ذکر منبع

http://only-sms.mihanblog.com/

سلام جناب دکتر :
امیدوارم حالتان خوب باشد و سفر دور اروپا به شما و خانوادهً محترمتان خوش گذشته باشد . راستش را بخواهید اصلاً قصد نداشتم که با نگاشتن این نامهً سرگشاده ، خاطرتان را مکدر کنم و کلاً هم تفاوت نامهً سر گشاده را با انواع دیگر آن نظیر سر تنگ یا ته گشاد و اینها را هم نمی دانم !

ولی وقتی در اولین معاینه به مادرم فرمودید که باید حتماً سزارین شود ، نزدیک بود شاخ در بیاورم ، البته می دانید که من هنوز سری توی سرها در نیاورده ام ولی خوب به زودی سردار می شوم !

باقی در ادامه مطلب...


ادامه مطلب

داستان عاشقانه خیلی زیبا وجالب

داستان عاشقانه خیلی زیبا

کپی برداری فقط با ذکر منبع

http://only-sms.mihanblog.com

وقتی سر کلاس درس نشسته بودم تمام حواسم متوجه دختری بود که کنار دستم نشسته بود و اون منو “داداشی” صدا می کرد .
به اون خیره شده بودم و آرزو می کردم که عشقش متعلق به من باشه . اما اون توجهی به این مساله نمیکرد .
آخر کلاس پیش من اومد و جزوه جلسه پیش رو خواست . من جزومو بهش دادم .بهم گفت:”متشکرم”.

ادامه در لینک زیر


ادامه مطلب

چرا والدین زود پیر میشوند مطلب خواندنی

 چرا والدین زود پیر میشوند مطلب خواندنی

http://only-sms.mihanblog.com/

روزی رییس یک شرکت بزرگ به دلیل یک مشکل اساسی در رابطه با یکی از کامپیوترهای اصلی مجبور شد با منزل یکی از کارمندانش تماس بگیرد. بنابراین، شماره منزل او را گرفت.
کودکی به تلفن جواب داد و نجوا کنان گفت: «سلام»

رییس پرسید: «بابا خونس؟»
صدای کوچک نجواکنان گفت: «بله»
ـ می تونم با او صحبت کنم؟
کودکی خیلی آهسته گفت: «نه»

باقی در ادامه مطلب...


ادامه مطلب

داستان عاشقانه بسیار زیبا و غمگین ( حتما بخوانید )

دخترک شانزده ساله بود که برای اولین بار عاشق پسر شد.. پسر قدبلند بود، صدای بمی داشت و همیشه شاگرد اول کلاس بود. دختر خجالتی نبود اما نمی خواست احساسات خود را به پسر ابراز کند، از اینکه راز این عشق را در قلبش نگه می داشت و دورادور او را می دید احساس خوشبختی می کرد.
در آن روزها، حتی یک سلام به یکدیگر، دل دختر را گرم می کرد. او که ساختن ستاره های کاغذی را یاد گرفته بود هر روز روی کاغذ کوچکی یک جمله برای پسر می نوشت و کاغذ را به شکل ستاره ای زیبا تا می کرد و داخل یک بطری بزرگ می انداخت. دختر با دیدن پیکر
برازنده پسر با خود می گفت پسری مثل او دختری با موهای بلند و چشمان درشت را دوست خواهد داشت

باقی در لینک زیر


ادامه مطلب



  • کل صفحات:2  
  • 1
  • 2
  •   


جدیدترین و به روزترین اس ام اس ها

Admin


آخرین پست ها


آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
  • Google PageRank Checker Online User